دخملی شیطون مامان
سلام نی نی جونم خوبی گلم؟
مامانی فدات شه دخترکم...
عزیزم امروز 14 خرداد بابایی گفت واسه ناهار بریم رستوران.. طفلی بابایی چون به خاطر ویارای من دو ماهه که خونه آقاجونیم خجالت می کشه...
آخه مامان جون خیلی واسه ما زحمت کشیده جیگرم... خلاصه که با هم رفتیم رستوران آرتا و یه دلی از عزا در اوردیم خیلی خوشمزه بود مامانی.... ![]()
دخترم امروز از صبح که از خواب بیدار شدم همش شیطونی می کردی، هی تکون می خوردی خیلی باحال بود عزیزم...
تا به حال اینجوری نبودی.... امروز واقعا ترکوندی شیطونک من..
مخصوصا وقتی که توی رستوران بودیم انقدر ورجه وورجه کردی که من دیگه داشتم از ذوق غش می کردم... قربون دخترک مهربون و شیطونم برم من...![]()
راستی فندقکم امروز تصمیم گرفتیم که دیگه واست اسم انتخاب کنیم، آخه میگن مستحبه تا قبل از چهار ماه و ده روز نی نی اسم داشته باشه آخه اون موقع روح میاد توی وجود جنین و می شه یه موجود کامل.. آخخخخ قربونت برم که دیگه داری کامل میشی عزیزم...
امروزم تو چهار ماه و دو روزته. هشت روز بیشتر وقت نداریم... مامان جون و آقاجون و بابا امین و من یه چند تا اسم انتخاب کردیم..
منم زنگ زدم به مامان جون و باباجون بابا امین
و با اونا ام مشورت کردم اوناام چند تا اسم پیشنهاد دادن.... عزیزکم اسم انتخاب کردن خیلی سخته مامانی....
منو بابا امین بین اسم سپیده و عارفه دودلیم...
جیگرکم کاش تو می تونستی حرف بزنی و اسم مورد علاقتو خودت بهمون می گفتی...
ایشالا تا چند روز دیگه قطعیش می کنم و دیگه دخملمو با اسم صدا می کنم الهی قربونتتتتت بررررره مامانی.... ![]()

دخملی شیطون مامان 

