اولین خودنمایی فندقم
سلام مامانی، الهی مامان قربونت بره که خودتو نشون دادی بهش....
درد و بلات بخوره توی سرم نفسم... آخه عزیزکم 14 اردیبهشت بود که یه حرکتی از خودت نشون دادی ... وااای خدا جزو بهترین روزای زندگیم بود...
روی تخت دراز کشیده بودم و داشتم کتاب می خوندم که یه دفعه احساس کردم که یه چیزی سمت چپ شکمم یه تکون کوچیک خورد مثل حالت نبض زدن...
الهی که من فدات شم عزیزم خاطره اون روز رو هیچ وقت فراموش نمی کنم...
اولین تکون زندگیت بود که مامانی حسش کرد عجیییییجم...
راستی گلم من 24 اردیبهشت باید برم واسه سونوی ان تی و غربالگری شما فندق خوشمزه...
تازه جنسیتت هم معلوم میشه... خیلی دوس دارم بدونم تو چی هستی ماهی کوچولوی من... بابا امین که همش میگه مطمئنم بچم دخمله... 
میگه حسم اینو بهم گفته... وااای مامانییییییی عاشقتم... لحظه شماری می کنم که زودتر اون روز برسه... یعنی تو دخملی یا پسمل؟
ولی نگران سونوی ان تی هم هستم عزیزم... خدا کنه سالم باشی ایشالا هیچ مشکلی نداشته باشی تا مامان فهیمه یه نفس راحت بکشه...
دوستت دارم دعات می کنم تو ام منو بابا امینو دعا کن عزیزکم...gif)
.gif)

اولین خودنمایی فندقم
