اولین لگد هدی خانوم
سلام هدی جونم خوبی دخترکم؟ قربون خودتو اسمت برم جیگر طلای مامان... عزیزکم امروز یه اتفاق خیلی قشنگ واسم افتاد عزیزم... ساعتای تقریبا هفت و هشت بعد از ظهر من پای تلوزیون روی کاناپه دراز کشیده بودم که یه دفعه از جا پریدم انگار یه چیزی زیر دلم محکم بهم ضربه زد تمام زیر دلم به خاطر اون ضربه تیر کشید.. اولش اینقدر ترسیده بودم که نگو ولی دو دقیقه بعدش با خودم گفتم که بله دختر خانوم من اولین لگد زندگیشو به مامان فهیمش زد... قربون اون پاهای کوچولوت بره مامان... لگداتم قشنگه جیگرم... هیچ وقت اون لحظه رو فراموش نمی کنم مامانی... هدی جونم از اون روز دیگه شیطونیای خاصت شروع شد جیگر طلا... خدا ایشالا برام نگهت داره عزیزکم... عاشقتم هدای شیطون بلای...
نویسنده :
فهیمه
16:38

